تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقود الاثر در فرضی است ، که فردی به مدت نسبتاً مدیدی مفقود شده و خبر یا اطلاع دقیقی از وی در دست نبوده و وضعیت حیات یا ممات او نیز مشخص نباشد، که حسب قانون به وی غایب مفقودالاثر گفته میشود. در این صورت، جهت جلوگیری از تضییع و تفریط یا حیف و میل و از بین رفتن اموال غایب ، ابتدا از سوی دایره امور سرپرستی ( دادسرا ) تحقیق و بررسی لازم انجام میشود ، که آیا ادعای مطرح شده درست است یا خیر؟ در صورت صحت ادعا ، بررسی میشود که آیا فرد وکیل یا شخصی را برای اداره اموال خود تعیین کرده یا اینکه غایب مفقودالاثر به دلیل حجر (جنون یا سفاهت) دارای ولی قهری یا قیم است یا خیر؟ اگر این گونه باشد، اموال او توسط این افراد اداره میشود. ولی اگر شامل فروضات فوق نشود، در وهله اول دادستان (اداره امور سرپرستی ) تا تعیین امین، به صورت موقت حفظ و نظارت اموال غایب را بر عهده میگیرد و پس از آن فرد صالحی را به عنوان امین به دادگاه خانواده معرفی میکند. دادگاه خانواده نیز در صورت قبول این درخواست ، حکم بر نصب امین صادر میکند.
شرایط طرح درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقود الاثر
- از غیبت غایب ، مدت نسبتاً مدیدی گذشته و هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت حیات یا ممات او در دست نباشد.
- غایب مفقودالاثر سابقاً برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد. ( مثل تعیین وکیل ).
- نمایندگی قانونی و قضایی هم نداشته باشد( مانند ولی قهری یا قیم ).
- تقاضای نصب امین از سوی دادستان( امور سرپرستی ) و افراد ذی نفع از قبیل وراث، طلبکاران یا موصیله باید مطرح شود.
نکته کاربردی :
اگر زنده بودن فرد معلوم باشد و یا او از مکان نامعلوم و ناشناخته نامه ارسال کند یا تماس تلفنی برقرار نماید، غایب مفقودالاثر محسوب نمیشود. یا اینکه اسیر جنگی از طریق مراجع ذیصلاح بینالمللی زنده بودن خود را خبر دهد و یا خود آن مراجع شخصاً اسم او را منتشر و اعلام کنند، هر چند اطلاع دقیقی از مکان حضور وی در دست نباشد، غایب مفقودالاثر محسوب نمیشود. بنابراین ، اموال و دارایی این اشخاص مانند گذشته در مالکیت خودشان باقی و رابطه زوجیت آنها با همسرانشان همچنان برقرار است و آنان حق تقاضای طلاق به علت مفقودالاثر بودن شوهر را ندارند، هرچند مدت نسبتاً طولانی هم از غیبت آنها گذشته باشد.اما زوجه می تواند در صورت وجود شرایط عسر و حرج از این جهت درخواست طلاق به جهت عسر و حرج را مطرح نماید.
مستندات قانونی مرتبط با طرح درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقود الاثر
- مواد ۱۰۱۱ ، ۱۰۱۲، ۱۰۱۳، ۱۰۱۴، ۱۰۱۵ و ۱۰۲۸ قانون مدنی
- مواد ۱۳۰ الی ۱۳۵ قانون امور حسبی مصوب ۱۳۱۹
درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقود الاثر توسط چه کسانی قابل طرح است؟
درخواست تعیین امین مستقیماً میتواند از طرف افراد ذی نفع مانند وراث، موصیله یا طلبکاران مطرح شود یا از طرف دادستان ( اداره امور سرپرستی ) ( ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی و ماده ۱۳۰ قانون امور حسبی).
چه کسانی جهت تعیین به عنوان امین غایب مفقود الاثر دارای اولویت هستند؟
افرادی که جهت تعیین امین اولویت دارند ، وراث غایب (ماده ۱۰۱۴ قانون مدنی ) ؛ در میان خویشاوندان و اقربای غایب به ترتیب پدر، جد، مادر، اولاد و زن یا شوهر ( ماده ۱۱۰ قانون امور حسبی ) ؛ همچنین، کسانی که در زمان غیبت عملاً متصدی امور غایب بودند. (ماده ۱۳۲ قانون امور حسبی) نیز در این اولویت قرار دارند.
آیا سپردن تضمین از سوی امین غایب مفقود الاثر الزامی است؟
خیر، دادگاه میتواند در صورت صلاحدید از امین تقاضای ضامن یا تضمین نماید. ( ماده ۱۰۱۳ قانون مدنی ).
وظایف و مسئولیتهای امین اموال غایب مفقود الاثر چیست؟
وظایف و مسئولیتهای امین اموال غایب مفقود الاثر همان مسئولیتی است که قانون برای قیم مقرر کرده است (ماده ۱۰۱۵ قانون مدنی) . شایسته ذکر است، که وظیفه امین فقط مربوط به حفظ و نگهداری اموال غایب است و او تکلیفی یا حقی جهت حضانت یا نگهداری یا مداخله در امور صغار یا محجورین غایب ندارد، مگر اینکه طی حکم جداگانه ای بر اساس ماده ۱۱۸۷ قانون مدنی موقتاً به عنوان امین صغار نیز تعیین شود.
آیا امین میتواند اموال غایب را بفروشد؟
امین فقط در دو صورت میتواند اموال غایب را به فروش برساند:
- بابت بدهی غایب؛
- بابت نفقه اشخاص واجب النفقه.
مرجع صالح به رسیدگی به درخواست تعیین امین برای اداره اموال غایب مفقود الاثر
دادگاه صالح جهت رسیدگی ، دادگاه خانواده شهرستانی است که آخرین اقامتگاه غایب در آن محل بوده است. (ماده ۱۲۶ قانون امور حسبی و ماده ۴ قانون حمایت خانواده؛ موارد و مصادیق دیگر صلاحیت نیز در مواد ۱۲۷، ۱۲۸ و ۱۲۹ قانون امور حسبی ذکر شده است. )
نظریه مشورتی شماره 7/1401/434 مورخ 28 /10/ 1401 در خصوص امین اموال غایب مفقود الاثر
استعلام :
نظر به اینکه اختیارات امین منضم به ولی قهری و همچنین امین تعیینی به صورت موقت (موضوع مواد 1187 و 1184 قانون مدنی) همتراز اختیارات ولی قهری است و از طرفی وفق ماده 119 قانون امور حسبی مصوب 1319، مقررات راجع به وظایف، اختیارات و مسئولیت قیم شامل امین غایب و جنین هم میشود و ذکری از دیگر مصادیق قانونی «امین» به میان نیامده است، خواهشمند است اعلام فرمایید :
آیا دادستان مکلف به نظارت بر عملکرد امین منضم به ولی قهری و امین موقت است؟ آیا میتوان با صدور رأی از دادگاه خانواده و تعیین امین موقت و یا ضم امین به ولی قهری، با این استدلال که دادستان با تکلیف دیگری مواجه نیست، پرونده را از آمار کسر و بایگانی کرد؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
همانگونه که در نظریه مشورتی شماره 435/1401/7 مورخ 1401/8/14 به آن مرجع محترم اعلام شد، اولاً، ضم امین موضوع ذیل ماده 1184 قانون مدنی ناظر بر فرض حضور ولی قهری و در عین حال ناتوانی وی از اداره اموال مولیعلیه بنا به جهاتی چون کبر سن ، بیماری و دیگر جهات مشابه است و به همین سبب است که صرفاً امین ضم میشود تا در کنار ولی قهری به امور مولیعلیه رسیدگی کند؛ این در حالی است ، که نصب امین موقت به استناد ماده 1187 این قانون، ناظر بر فرض عدم حضور ولی قهری منحصر به سبب غیبت یا حبس است و به قرینه معنوی ، عبارتی مانند «به نحوی که» پیش از عبارت «به هر علتی که نتواند به امور مولیعلیه رسیدگی کند»، حذف شده است. به عبارت دیگر، حکم ماده یاد شده آن است که چنانچه به سبب غیبت یا حبس ولی قهری به هر علتی، وی نتواند به امور مولیعلیه رسیدگی کند؛ کسی را هم از طرف خود معین نکرده باشد، حاکم ( دادگاه ) یک نفر امین را به ترتیب مذکور در این ماده تعیین میکند.
ثانیاً، حکم ماده 1187 قانون مدنی، عام است و تمامی امور مولیعلیه را شامل میشود؛ اما ماده 1184 این قانون صرفاً ناظر بر اداره اموال مولیعلیه است.
ثالثاً، در فرض ماده 1187 قانون مدنی، امین موقت در تصدی و اداره اموال مولیعلیه و دیگر امور راجع به او دارای اختیار است؛ این در حالی است که در فرض ضم امین موضوع ذیل ماده 1184 قانون مدنی، هر یک از ولی قهری و یا امین منضم نمیتواند به تنهایی و به نمایندگی از محجور، اداره اموال و امور مالی وی را عهدهدار شود و این اقدامات باید با مشارکت ولی قهری و امین منضم صورت گیرد.
رابعاً، از آن جا که به موجب ماده 20 قانون امور حسبی مصوب 1319، اقدام و دخالت دادستان صرفاً در موارد مصرح قانونی مجاز دانسته شده است و با توجه به اینکه مقنن در ماده 119 قانون یاد شده ، وظایف، اختیارات و مسئولیت قیم را صرفاً به امین غایب و جنین تسری داده و به موجب مواد 118 و 123 همین قانون، تصرفات عاجز در اداره اموال را نافذ و امین بر ولی قهری ناتوان را به منزله وکیل عاجز تلقی کرده است، در فرض سوال متعاقب معرفی شخصی از سوی دادستان به دادگاه به عنوان امین و در اجرای ماده 1184 قانون مدنی و ماده 108 قانون امور حسبی و پس از ضم امین، دادستان مکلف به نظارت بر اعمال و اقدامات امین منضم نمیباشد.
خامساً، با عنایت به حکم مقرر در ماده 45 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 که رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاهها و مقامات اجرایی را الزامی دانسته است و همچنین با توجه به اطلاق ماده 119 قانون امور حسبی مصوب 1319 که مقررات راجع به وظایف و اختیارات و مسئولیت قیم را از جمله شامل امین غایب هم دانسته است، اختیارات و مسئولیت امین موقت موضوع ماده 1187 قانون مدنی که در تصدی و اداره اموال مولیعلیه و سایر امور راجع به او دارای اختیار است، همان اختیارات و مسئولیت قیم است؛ حکم مقرر در ماده 1015 قانون مدنی که وظایف و مسئولیتهای امین بر غایب مفقودالاثر را همان دانسته است که برای قیم مقرر است، نیز موید این استدلال است.